نفی ، NEGATIONنوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت : 12:52نویسنده : علی درخشندههملت در چند پرده بعد در یک مونولوگ چنین بیان می کند: که جالب است برایم، آدمها طوری زندگی می کنند ودرگیر زندگی می شوند که گویا مرگی در کار نیست و هیچگاه قرار نیست بمیرند و تا ابد قرار است زندگی کنند. زیگموند فروید با این مقدمه در مقالهٔ (نفی) ادامه می دهد که نکته این است که گویا به نظر می آید که در ذهن مادر و عموی هملت این است که قرار نیست بمیرند اما بیان می دارند که مرگ عادی است.با بسیاری از آدمها روبرو می شویم که می گویند از مرگ نمی ترسیم ، صحبت از روابط عاطفی و عشقی می شود می گویند که به عشق اعتقادی ندارند.اما در واقع در زیر این عبارات ، پدیده ای معکوس وجود دارد، کسی که می گوید از مرگ نمی ترسم ، جایی در ناخودآگاه خود ترس بسیار عمیق از مرگ دارد و یا کسی که می گوید به عشق نیازی ندارم جایی در ناخودآگاه خود نیاز شدیدی به عشق دارد، اما بطور معکوس بیان می کند. به عبارتی آمدن ایده و فکر به ساحت آگاهی که فرد بشدت در تلاش است آنرا واپس زند و سرکوب کند ، با اینحال آن ایده و فکر به ساحت آگاهی میآید اما بصورت معکوس و مشروط به بیان معکوس.بواقع نفی یک مجوز است بر امر سرکوب شده ،یک میانبر است تا امر سرکوب شده و ناخودآگاه را به ساحت آگاهی رساند و از مرزهای سانسور عبور کند .د
برچسب:
نویسنده: حدیث کاظمیان